از جان و دل خواهم تو را
شاعر زنده یاد اسقف ح.ب.دهقانی تفتی
آهنگساز ورا
از جــان و دل خواهــم تو را
عیســی بـه قــلب مــن درآ
بـاشــد تو را آنجــا سـرا
کن رهبری مـرا
غوغــا و شــور ایــن جهان
نامــت کنــد از دل نهان
لیکــن تـویــی نیکــو شبـان
ظاهــر کنــی خود را
خودخواهی و کبر و غرور
از مــن نما یکباره دور
گردان تو قــلبم پــر سرور
خواهــم از دل تو را
این روح ســرگردان مـن
وین قــلب نافرمان مــن
درآی و کــن درمان مــن
فرمان برم جانا
گر ایـن دل از عیســی شود
هرچــیز روحافزا شـود
زشتـــی رود زیبــا شـود
تازه شـود دنیا
سرتــاسـر قلبــم اگــر
از آنِ تو باشــد دگــر
چیزی نخواهم ای پدر
پس ای خدا بیا
