باران نور و شبنمی
شاعر و آهنگساز کاوه رفیعی
روح القدس روح خدا روح تســلی و شفا
پر کن وجــود خالیــم از روح ایمان و دعــا
باران نور و شبنمــی بر لحظههای بیمجال
لمست هوای تازهایــست در صبح فردای محال
بنشسته بر بال نســیم اکنون بـیا به دیدنم
زیر نگاه سایهها نقشی بزن بر بودنم
آه ای طلوع بیغـروب در فصل پاییزم بهار
خاک زمــین تشنهام روح حیات بر من ببار
آیینه باش در سینهام بر تیرگــیم دستی گذار
در خاک خــشک هستیــم بذری بپاش باغی برآر
پر کن مرا از نور خــود نور حقیــقت و کمال
از روح مــنجیم مســیح روح حیات بیزوال
پر کن مرا از آتشــت از روح ایمان و دعا
پر کن وجــود خالیــم از روح ایمان و دعا
پر کن مرا از آتشــت از روح ایمان و دعا
پر کن وجــود خالیــم از روح ایمان و دعا
