مرا احیا میکنی
شاعر و آهنگساز شهاب زاهدمهاجرانی
در وقـت سرافـکـندگــی
روح تو مـرا احـیـا میکـنــد
در وقـت نـاامـیـدیهــا
روحت جانم را دلگرم میسازد
در وقـت شـرم از عـصـیـانم
بـار گـنـاهم را بـر میدارد
غــمهایم را به شادی تــبدیل کردی
یــأس مـن را بـه پـایـکـوبی
مرا احیا مــیکنی مرا احیا مــیکنی
مرا احیا مــیکنی ، در حضـورت
در وقـت سـرگـردانیها
روح تو مـرا رؤیا میبـخــشـد
در وقـت پـریـشـانحـالــی
روحت آرامــی حـیـن طـوفـان است
در وقـت ضـعـف در سـخـتـیها
روحـت قـوتــی بـس بیپـایـان اسـت
در وقت تنگی و فقر
عیسی با فتح و ظفر شتابان میآیی
مـرا یــکبـار دیـگـر
بر اوج صخرهی اَمن مــستحکم میسازی
