کلمه جاودانی
شاعر و آهنگساز روزبه نجارنژاد
آن ستاره در آســمان ندا مــیكرد به جهــان
كودكــى در آخور آيد كه دهــد نجاتــمان
آن كه خــود جانبخش جان بود پا نهــاد به اين دنيا
تا كه بــخشد فيضــی عظيم بدهــد جانم شــفا
كلمــهی جاودانى جسم گرديد و عيــان شد
نور او بر ما تــابيد تاريكىها نهــان شد
چون اوســت اول و آخر ابتدا و انتــها
جان تــازه گرفــتـيـم در عـيـســى
بهر تــمجيد مســيحا آوردند از شرق بــهرش
طلا و كندر و مُــر را تا گويند او سلطان است
اكنون قــلب من و تــوست آن هديهها بهر پــادشاه
تا نهــيم آن را به پايش و سراييم حمدش را
